زنده بازار طبیعی برنامه برنامه ریزی

زنده: بازار طبیعی برنامه برنامه ریزی اخبار اقتصادی و بازرگانی

گت بلاگز اخبار حوادث حالا خودش با زنان خیابانی رابطه دارد ، شوهرم از رابطه خیابانی که من قبل از ازدواج داشتم مطلع شد و …

زن جوانی که ریشه بدبختی هایش را ماجرای دوستی خیابانی در دوران نوجوانی ذکر می کرد با حضور در یکی از کلانتری های مشهد ،وقایع زندگی اش را بیان کرد.

شوهرم از رابطه خیابانی که من قبل از ازدواج داشتم مطلع شد و …/حالا خودش با زنان خیابانی رابطه دارد

عبارات مهم : دوستی

زن جوانی که ریشه بدبختی هایش را ماجرای دوستی خیابانی در دوران نوجوانی ذکر می کرد با حضور در یکی از کلانتری های مشهد ،وقایع زندگی اش را بیان کرد.

خراسان نوشت:وی گفت: در یکی از شهرهای مرزی استان سیستان و بلوچستان به دنیا آمدم و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواندم ولی بعد از آن پدرم به علت بعضی تعصبات اجتماعی دیگر نگذاشت ادامه تحصیل بدهم . چند سال بعد از ماجرای ترک تحصیل، زمانی که وارد پانزدهمین بهار از زندگی ام شده است بودم روزی در یکی از بازارهای معروف شهر با پسری دبیرستانی آشنا شدم. آن روزها دختر نوجوانی بودم و تنها بر اثر هیجانات واحساسات عاطفی عاشق آن پسر شدم.

طولی نکشید که خانواده و بستگانم در جریان این ارتباط عاطفی و تلفنی من قرار گرفتند. از آن روز به بعد زندگی ام رو به سیاهی رفت و همه به چشم دختری خیابانی به من می نگریستند. اگرچه مدتی بعد ارتباطم را با آن پسر دبیرستانی قطع کردم ولی نتوانستم اعتماد از دست رفته را به خانواده ام بازگردانم تا این که سه سال بعد «قادر» به خواستگاری ام آمد. او 40 سال داشت و همسرش را طلاق داده بود. با وجود آن که هیچ تمایلی به ازدواج با قادر نداشتم ولی به خاطر اشتباه دوستی خیابانی نتوانستم با خانواده ام مخالفت کنم و با او ازدواج کردم .

حالا خودش با زنان خیابانی رابطه دارد ، شوهرم از رابطه خیابانی که من قبل از ازدواج داشتم مطلع شد و …

هنوز چند ماه زیاد از زندگی مشترکمان در مشهد نمی گذشت که قادر متوجه ماجرای دوستی خیابانی من با آن پسر دبیرستانی شد و بدهید ترتیب سرنوشت تیره و بدبختی های من چون دملی چرکین سرباز کرد و با سختگیری های بیش از اندازه به بیماری معنوی و روانی من شدت بخشید به طوری که دوبار به خودکشی اقدام کردم.

درگیری های ما با همین بهانه شدت گرفته بود و هیچ گاه روز خوشی نداشتیم. کار به جایی رسید که من همسرم را رها کردم و به منزل پدرم در شهر مرزی بازگشتم.

زن جوانی که ریشه بدبختی هایش را ماجرای دوستی خیابانی در دوران نوجوانی ذکر می کرد با حضور در یکی از کلانتری های مشهد ،وقایع زندگی اش را بیان کرد.

نزدیک به یک سال بعد همسرم از من خواست تا با فراموش کردن گذشته ها به زندگی یکسان با او برگردم. من هم که ریشه این ماجرا را در غلط های خود می دانستم به امید یک زندگی بهتر به مشهد بازگشتم ولی همسرم همه اموالش را از دست داده و زندگی اش دچار بحران شده است بود.او بعد از تخلیه منزل مسکونی در یک سوئیت اجاره ای زندگی می کرد ولی هنوز یک هفته از بازگشتم نمی گذشت که فهمیدم قادر به علت ارتباط های خیابانی با زنان غریبه دچار این اوضاع شده است هست. آن قدر عصبانی شده است بودم که در یک حالت روانی خاصی قصد خودزنی داشتم که همسرم متوجه عنوان شد و مرا ازاین کار احمقانه بازداشت با این وجود دیگر حاضر نیستم لحظه ای با او زندگی کنم .

واژه های کلیدی: دوستی | زندگی | ازدواج | خیابانی | خانواده | زنان خیابانی | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs